تبليغاتX
فریاد تفت

فریاد تفت

تفت

دوشنبه 4 آبان1388 ساعت: 10:19 توسط:مهدیار
مطلب شما به دور از ادب و انصاف می باشد- من تحقیق کردم
1- شهرداری کسی را بیرون نکرده فقط 4 نفر نیروی جدید گرفته که از این 4 نفر 2 نفر اهل شهرستان تفت هستند .
2- هر مدیری زیر مجموعه خودش را طبق ایده های مدیریتی خود می چیند پس مختار هست که نیروها را از لحاظ پست سازمانی جابه جا کند.
3-توهین شما به شورا شهر توهین به شعور مردم شهر تفت است پس بهتره سریعتر هم از مردم و هم از شورا عذر خواهی کنید.
4- عملکرد این شهردار غیر بومی خیلی بهتر از شهرداران بومی گذشته بوده می توانید تحقیق کنید.
5- به جای سنگ اندازی و مطالب نادرست تحقیق کنید و بعد ...
خدا همه ما را به راه راست هدایت کند

 

جوابیه دهل چی به اظهار نظر فوق الذکر پیرو مطلب "ما زنده به آنیم که آرام نگیریم" :

آئینه چون عیب تو بنمود راست           خود شکن آئینه شکستن خطاست

هرگز دهه های گذشته را فراموش نمی کنیم که کارگزاران این مرز وبوم از کارگزاران دوران حاکمیت امام علی بهتر قلمداد می شدند و به درجه ای از معصومیت ارتقا یافتند که مجال هرگونه نقد و انتقاد را از مردم می گرفتند تا اینکه در دهه سوم انقلاب در یک مناظره تلویزیونی رئیس جمهور محترم فعلی سخنانی را بزبان آورد که برای برخی سنگین آمد و بستر حوادثی شد که همه کم و بیش از آن باخبرند. این هزینه ها به دلیل نبودن فضای نقد سالم در آن دوران است .

اولا در مطالب مطروحه وبلاگ موضوع؛ کلی بوده و شما خود، فریاد من نبودم، من نبودم بلند کردید.     هیچ گاه ما صحبت از تعداد نکردیم که شما برادر محترم تعداد نیروی استخدامی را منعکس کردید. که البته رقم واقعی نیست!

ثانیا شما صحبت از مدیر و مدیریت می کنید و بعد اختیارات او؛ بهتر است با توجه به توانمندیهای تفت وضعیت اسفبار آن را نسبت به شهرهای میبد و اردکان مقایسه کنید و ببینید حاصل این مدیر و سایر مدیران برای شهر تفت چه بوده است. اختیارات یک مدیر باید براساس ظوابط و قوانین جاری و عرف باشد نه حرکتهای خلاف ضابطه.

ثالثا شورای شهر فعلی (اگر چه نظر مساعدی به عملکرد اسلاف آن نیز نداریم) عملکردش تیر پیکان توهین به مردم تفت است کسانی که باید حافظ و مدافع حقوق و منافع مردم تفت باشند و نماینده مردم در این راستا محسوب می شوند جز انفعال، سکوت و رخوت چیزی از کار آنها به مشام نمی رسد.

برادران محترم

شما نماینده شهردار نیستید؛ نماینده مردم شهر هستید و اهمال هاهیچ گاه شما را از مسؤولیت ساقط نمی کند.

رابعا در مطالب مطروحه صحبت از فرهنگ عمومی مردم تفت شده نه توهین به شعور مردم. که خود باید متوجه باشید که فرهنگ عمومی ابزارهایی جهت ارتقا دارد از جمله رسانه ها، مطبوعات، روابط عمومی های فعال، ارجحیت ضوابط بر روابط.

سالی یک روز باید منتظر بنشینیم تا یک مدیر اداری تفت لیستی از آمار و ارقام غیر واقعی در پیش یا پس از خطبه های نماز جمعه به آن عده که در نماز هستند ارائه کند. در این فضا نیز شورای شهر انتخاب شده و عمل می کند!

خامسا بیگانه پرستی شما برادران تفتی قابل تقدیر است، جای گلایه نیست که من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد.

و نهایتا صحبت از سنگ اندازی شد؛ کسی مانع ایجاد می کند که اولا در دستگاه های اجرایی ذیربط باشد یا سود و زیانی از این وضعیت برای او حاصل شود که هیچکدام از موارد فوق در مورد جوانان تفتی صدق نمی کند.

خدا کسانی را به راه راست هدایت کند که در لوای اسلام و حکومت اسلامی مسؤولیت و وظیفه خویش را فراموش می کنند.

بزودی در پیشگاه وجدان خویش و در محضر حق پاسخگوی اهمالها، سکوتها، نان به نرخ روز خوردن ها و سلب مسؤولیت ها خواهید بود.

ختم کلام اینکه تفت را به تفتی ها بسپارید و این همه نیروی متخصص و متعهد را از یزد روانه تفت نکرده، مرکز یزد را از خدمات ارزشمند این برادران تهی نسازید.

تفت نمی داند با حجم انبوه عمران و آبادانی و خدمات نیروهای غیر بومی چگونه کنار آید!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 14:14  توسط دُهل چی  | 

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم                       موجیم که آسودگی ما عدم ماست

شنیده ها حاکی از آنست که شهردار تفت در ابتدای کوره راه مدیریت گوی سبقت از سایر آقازاده های صاحب منصب ربوده و کاروانی از شهر یزد جهت خدمت به مردم تفت به سوی شهرداری گسیل داشته و آنها را مستقر نموده . البته مقصر این شهردارِ جوان نیست که عروسکی است در دست آنهایی که او را برگماشتند. از مدیران مرکز استان نیز گلایه نیست چون آنها دنباله رو سنتی هستند که جز بی هویت کردن تفت و نابودی تدریجی آن خواسته یا ناخواسته چیزی در بر نداشته است .

بوی تعفن سر سپردگی ، انفعال و خودفروختگی از شورای شهر به مشام می رسد کسی نیست به حلقه این سر سپردگان یادآوری کند که شما نماینده شهر تفت هستید نه نماینده شهردار ! البته خود کرده را تدبیر نیست ؛ وقتی سطح فرهنگ عمومی به اندازه ای باشد که معلم پیشگان و خبرچینانِ در جستجوی نام و ننگ که قطعا هیچکدام با دانش مدیریت و برنامه ریزی شهری ، شهرسازی ، عمران و سایر علوم مورد نیاز آشنا نیستند بعنوان اعضای شورای شهر انتخاب شوند دیگر چه انتظاری از بهبود اوضاع و پیشرفت در این گورستان سبز کویری توان داشت؟

تحلیل جناب شهردار این است که نیروهای بومی تفت فاقد کارایی جهت خدمت در شهرداری تفت هستند. البته گلستانی که مسئولان غیر بومی تفت به مردم طی سالهای گذشته هدیه کرده اند به چشم دیده ایم . انبوهی از جوانان فارغ التحصیل تفتی خانه نشین باشند و شهردار جوان با وقاحت نیروهای مورد نظر مرکز را در تفت استقرار بخشد در حالی که شاهد آن هستیم بجز موارد استثناء یکی از شرایط استخدام، بومی بودن و سکونت در محل مورد نظر است .

به هر حال اعضای شورای شهر بدانند که مردم تفت از روی ناآگاهی فرصتی را در اختیار آنها گذاشته اند و این سکوت توأم با ترس و خیانت هیچگاه آنها راتبرئه نخواهد نمود.

جناب شهردار ؛ اگر چه مردم تفت بدلیل نجابت همواره مهر سکوت بر لب داشته اند ولی این امر مسیر شما را در تعدی به حقوق آنها هموار نخواهد کرد و اقدامات شما از طریق مراجع قانونی ذیربط پیگیری خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 14:1  توسط دُهل چی  | 

ذره گر بالا رود خورشید تابان کی شود؟               مور گر بر تخت بنشیند سلیمان کی شود؟

طبق اخبار رسیده از منابع موثق باخبر شدیم نماینده مردم تفت بعد از آب در هاون کوبیدن های متوالی در راستای جداسازی بخش نیر از تفت همچنان به تلاش خود ادامه تا نتیجه حاصل شود. اخیرا بعد از مسکوت گذاشتن اعلام بخش گاریزات بعد از مدتها پیگیری مردمی نهایتا دهستان گاریزات تبدیل به بخش شد و در این زمینه ظاهرا طرحی نو درافکنده شده تا شهرستان جدیدی ایجاد گردد. سؤال اساسی اینجاست که نماینده میبدی الاصل مردم تفت چه طرفی از این ماجرا برمی بندد؟ شاید نماینده محترم در صدد ایجاد مدینه فاضله ای باشد که تصویر خامی از آن در کتب گذشتگان منعکس شده است یا حس عدالت طلبی چنان در ایشان به جنبش درآمده است که دیگر حاضر نیستند بپذیرند همه بودجه شهرستان توسط تفت بلعیده می شود که البته فرماندار میبدی شهر از این به بعد مجری منویات و اوامر شما خواهد بود و جلو این اجحاف را خواهند گرفت! نماینده محترم ؛ منطقه ای که جنابعالی نمایندگی آنرا بعهده گرفته اید همه در دیگ آب می جوشانند درحالیکه دومین دور نمایندگی خود را در حال سپری کردن هستید چه گام مؤثر و بنیادین جهت توانمند کردن اقتصاد منطقه برداشته اید؟ مشکل کل منطقه ناتوانی اقتصادی، عدم وجود صنایع متناسب منطقه، کشاورزی ضعیف و سنتی، بحران شدید آب و بیکاری روزافزون می باشد. با این شرایط تغییر خطوط جغرافیایی منطفه چه سودی می تواند داشته باشد جز اینکه مطالبات اصلی مردم را با زیرکی به سوی مطالبات فرعی سوق داده و مردم اینگونه تصور نمایند که مشکلات اساسی آنها با شهرستان شدن حل می شود. به رغم نامه های متعدد وزارت کشور که منطقه را مستعد ایجاد شهرستان جدیدی بر اساس قوانین تقسیمات کشوری نمی شناسد اصرار شما به عنوان عضوی از قوه مقننه در گام نهادن فراتر از قانون چیست؟ حتی نمونه هایی که شما به عنوان مشابه منطقه نیر در نامه خود ذکر کرده اید که تبدیل به شهرستان شدند، توجیه مناسبی برای رفتارها و خواسته های غیرقانونی نیست البته اگر در کشوری باشیم که قانون بازیچه و ابزار دست مردان مُتنَفِّذ نباشد؟

روی دیگر سکّه اقدامات مکرر و مخفیانه استاندار یزد در راستای تبدیل نیر به شهرستان می باشد جناب استاندار ! همانگونه که در دوران مدیریت خود منابع بخش اعظم استان را به سوی شهر خود روانه کردید چنانچه متصور هستید که در دوران گذشته مردم نیر به حقوق خود دست نیافته اند این اختیار را دارید که جهت جبران کاستی ها گام بردارید. جناب استاندار ! یزد تنها ابرکوه و نیر نیست ؛ یزد مجموعه ای از شهرها و روستاهایی است که مردم آن آنچه را که مستحق و لیاقت آن را داشته اند دست نیافته اند و این امر نیاز به مدیریت عالمانه دارد .

تغییر خطوط جغرافیایی شاید در کوتاه مدت احساسات بومی و محلی مردم را ارضا کند لیکن به نظر می رسد هیچ گاه مطالبات حقیقی و حقوقی مردم را از دستگاه های حکومتی سامان نمی دهد نمونه بارز ، شهر جنابعالی ابرکوه و طبس می باشد که به رغم تغییرات در جغرافیای سیاسی و به رغم توجهات خاص شما به زادگاه به نظر می رسد عطش مطالبات مردم هنوز فرو نشانده نشده است . به هر حال می باید فلک را سقف بشکافی و طرحی نو دراندازی ؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:27  توسط دُهل چی  | 

تفت شهری به قدمت پریشان پژوهی و پریشان نگاری مشهود و مشروحش در سیمای تفت، سربرآورده از دل قرون ماضیه تن ساییده به شبه مدرنیسم بیمار و ناقص ایران معاصر با مشکلاتی دیرپا اما فاقد عزم جدی برای رفع آن، اکنون نه دل می رباید و نه چشم می نوازد لیکن کشش خاک و خون ما را به آن سو می کشاند.

زندگی شکل گرفته در مسیر رودخانه خشک که توسط کوهها محصور شده، عملاً بلحاظ سکونت  جز رشد طولی تجربه دیگری کسب نکرده تار و پود زندگانی مردم کشاورزی دامداری سنتی وصنایع دستی تا با خون دل و عرق جبین فرش معاش را ببافند گرچه دشوار اما رضایت خاطر مردان و زنانش به همراه داشت.

توکل، امید، سختکوشی، خرسندی و سادگی و صداقت بن مایه های معنوی زندگی تفت سنتی را فراهم می کرد اما اکنون شیرازه های این شهر سنتی در حال متلاشی شدن است که پیامدهای صوری و درونی آن در سیمای شهر پیداست.

آنچه از گذشته به ما میرسید نیکو بود و زیبا لیکن اکنون کدام تفت به نسل فردا خواهد رسید؟

یقینا فردای تفت مشوش تر از آنچه از گذشته در سیمای تفت ترسیم شده خواهد بود. از یکسو شکل صوری شهر و به تبع ان روش معاش در حال تغییر است. همین امر هم سبب خواهد شد تا تعریف تفت بعنوان شهر گردشگری در برنامه پنجم توسعه ادعای فاقد معنا و کاملا پوچ باشد.

تفت برغم افزایش جمعیت در دوران اخیر یکی از شهرهای مهاجر رو بوده است که توانایی پذیرایی از فرزندان خود را نداشته است و هیچ دلیل و منطقی حکم نمی کند که این جمعیت مهاجر رویکرد به شهری که تدریجا در حال از دست دادن جذابیت هایش می باشد داشته باشد و این خود برخواسته از عوامل درونی و برونی است.

تفت از جمله شهرهایی است که در تحولات ایران معاصر عناصر توسعه را درنیافت، ضمن آنکه مدار سنتی خود را به یغما داد و نسل جوان و سرگشته امروز آن نه توان بازگشت به شیوه سنتی زندگی را دارند و نه امکان بهره برداری از توسعه معاصر که حاصلی برای نسل امروز نداشته است.

تفکر عشیره ای و نفوذ آن در بدنه اجرایی شهر به روشنی در سیمای محلات تفت دیده می شود. تبعیض فاحش در صرف بودجه های دولتی و عمرانی و در نتیجه تن سپردن مردم  از سویی دیگر به مدیران غیر بومی که پیامدهای مخرب آن بر هیچ کسی پوشیده نیست از جمله آنها انتزاع مدیریت برخی از پروژه ها مانند کانون ولایت، اردوگاه سانیج و به چین علی آباد از شهر تفت و سپردن امور به مرکز یزد که معقول به نظر نمی رسد و حتی دارالشفاء تفت به مرکز اورژانس روانپزشکی یزد تغییر نام می دهد.

براستی این تغییرات تدریجی برای اندک مسؤولین دلسوز شهر تفت چه معنایی دارد؟

کسانی که 30 سال در عرصه تصمیم گیری و تصمیم سازی برای شهر بوده اند چگونه تفتی را به نسل فردا خواهند سپرد؟

باغشهری که بدلیل مدیریت غیرمتخصص در معرض نابودی جدی قرار گرفته، باغهای سبز آن بدست عوامل انسانی و طبیعی و عدم نظارت صحیح بسرعت در معرض تخریب می باشد. قناتهای جوشان دائما در حال کاهش آبدهی می باشند؛ مدیریت منابع آب و بهروه وری بهینه آن برغم وجود دستگاههای عریض و طویل معنایی ندارد. همین آبها که درگذشته جهت کشاورزی و شرب انسان استفاده می شد به حدی از آلودگی رسیده است که جهت شرب احشام نیز مناسب نیست. بعد از انتظار طولانی، انتقال آب زاینده رود به شهر تفت جهت شرب نیز مضحکه ای بیش نبود. استحصال بی رویه از اندک سرمایه های طبیعی منطقه جز طی طریق زوال چیزی دربر نداشته است.

از سوی دیگر از بن مایه های فرهنگی و معنوی که زندگی سنتی را در شهر استمرار می بخشید اثر چندان قابل توجهی نیست. امید، انتظار و سختکوشی، قناعت و رضایت صحنه زندگی نسل امروز را ترک گفته و بجای آن عناصر نامطلوبی جایگزینش شده که شهر تفت را همگام با مدیریت نابخردانه و غیردلسوزانه به باد فنا خواهد داد.

خاطر نشان می سازد مؤلف سیمای تفت در مقدمه پریشان نگاری خود چنین نوشته که شخصی در ترغیب او گفته است چه می شود تاریخ تفت را یک نصرآبادی بنویسد!؟ باید گفت چه می شود که نماینده مردم تفت در مجلس شورای اسلامی از شهر ابرکوه، مهریز و میبد دردوره های مختلف باشد!؟ چه می شود فرمانداران تفت از یزد، میبد و اردکان و شهرهای دیگر باشد!؟ چه می شود شهرداران تفت غیر بومی باشند!؟چه می شود مسؤولان ادارات و نهادها از سایر دیار رحل اقامت سَروَرانه در شهر تفت افکنند!؟ و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

در کنار قضایای فوق الذکر مسلما شطح و طامات بافتن مؤلف نصرآبادی سیمای تفت نه تنها عیبی ندارد بلکه زیبنده می نماید اما اگر بقیه امور در شهر تفت بر مبانی و مجاری صحیح استوار بود سیمای تفت در وضعیتی شرم گینانه چیزی جز کنارهم قرار دادن داده های پراکنده قدیم و جدید بدون ارتباط و تناسب نبود.

در مرحله ای که هیچ هویتی از شهر تفت باقی نمانده گردآوری داده های مُشوَّش از مؤلفی نصرآبادی شایسته حمد و سپاس است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 16:17  توسط دُهل چی  | 

گرچه باور داریم فرصت آزمون و خطا یکی ازعوامل پیشرفت جوامع انسانی است ولی تعمیم این قضیه بر تمام شئونات زندگی انسانی خطای محض می باشد. از جمله این عرصه ها مدیریت و هدایت جوامع انسانی است بویژه از دیدگاه شریعت اسلام که هدفش از سیاست، تربیت و تعالی جامعه انسانی است. لذا نسبت به کسانی که مدیریت جوامع انسانی را بدست می گیرند باید حساسیت خاصی وجود داشته باشد.

شنیده ها حاکی از آن است که فرماندار شهرستان تفت که از پیشه مقدس معلمی در کسوت فرماندار ظاهر گردید در این هیئت بازنشسته شد و البته 3 سال پیش از موعد تشرف به افتخار بازنشستگی، که شاید قبایی که بر قامت او دوخته بودند حریفان با ناملایمتی از تن او برکنند. اما حلقه مفقود، جستجوی علت تغییر پستها نیست، بلکه سرنوشت مردم یک شهر و دیار می باشد. از یکسو مردم تفت سال ها منتظر و چشم براه یک مدیر بومی بودند و زمانی که این انتظار برآورده شد فردی را بر مسندی نشاندند تا آزمون و خطایش را آغاز کند و اکنون در حالیکه اشراف نسبی به کارش یافته است شهر را به حال خود رها می کند تا شاید مردم آزمون و خطایی جدید را تجربه کنند. به هر حال خدمات  وی اگرچه ریشه در گذشته داشت ولی با تلاش او به ثمر نشست؛ نظیر آبرسانی به شهر تفت و همچنین مقاومت مشار الیه در برابر تفکیک حوزه جغرافیایی شهرستان و ...

اما اکنون انتظار اینست که کانونهای موثر در تصمیم گیری و تصمیم سازی باری دیگر شهر را در معرض آزمون و خطا قرار ندهند که البته گام اول آنست که اهل فن در کسوت فرمانداری ظاهر شوند و ثانیا فرماندار بومی شهرستان تفت باشد تا چند سالی را صرف شناخت مردم و نیازهای آنها نکند و البته صدمات جبران ناپذیری که از جانب مدیریت غیربومی به شهر تفت وارد شده به موقع به صورت تفصیلی به آن خواهیم پرداخت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 13:4  توسط دُهل چی  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:41  توسط دُهل چی  | 

چندین دهه است که شهر تفت از حال وهوای سنتی خود فاصله گرفته وعصر مدرن را تجربه می کند.همه جوامع در حال توسعه در گذر سنت به مدرنیته به نوعی تاریخ،گذشته،سنت هاوحتی مفاخر خود رابه دست فراموشی می سپارند و دل به چیزهای نو و وارداتی می بندد.این جوامع با گذشت زمان وفرارسیدن عصریکه به فرا مدرن یا پست مدرن مشهور است،کم کم به عناصرفراموش شده خود رجوع کرده ودر جهت احیاء و نوزایی آنها تلاش می کنند.شهر تفت نیز در گذر سنت به مدرنیته با این فرایند مواجه بوده واینک در سپیده دم دوره فرا مدرن به سر می برد.اما نقطه ای که در این مقال کوتاه به آن خواهیم پرداخت؛ مربوط به کم توجهی آلوده به تعصب سیاسی به مفاخر تفت در نامگذاری میدان ها و خیابان های شهر است.

در گذر سنت به مدرنیته،به گونه ای شتابان خیابانها،بلوارها، و کوچه های عریض زیادی به جای گذرهای باریک ومعابرقدیمی شکل گرفت وهر یک به اسمی نامیده شد.در دوره سنت که هنوز پول نفت جریان نیافته بود واقتصاد دولتی شکل نگرفته بود، نامگذاری محلات،کوچه ها و معابر ریشه در مسائل اجتماعی و محلی داشت.باشروع عصر مدرن در اوایل دهه 1300ه ش وپس از آن با روانه شدن درامد های نفتی به شهرها ودخالت دولت در امر شهر سازی،نامگذاری خیابانهای جدید از ریشه های اجتماعی فاصله گرفت وجنبه ای دولتی یافت.طبیعی است وقتی دولت هم سازنده و هم مالک معابر عمومی شد این حق را پیدا کرد که برای خیابان های ایجاد کرده نام دلخواه را برگزیند و تبعا این انتخاب اسم جنبه سیاسی می توانست داشته باشد نامگذاری خیابان های شاه، پهلوی، ثریا و میدان مجسمه شاهدی بر این جریان است . با وقوع انقلاب اسلامی و پس از آن تغییر خیابان های قبلی و نام نهادن به خیابانهای جدید بیشتر بر اساس ارزش های انقلابی و اسلامی صورت گرفت و در این کار از نام ائمه معصومین، شهدا و شخصیت های مذهبی استفاده شد بدیهی است با توجه به رشادت ها و از خودگذشتگی های شهدای گرانقدر در جهت پاسداری و حفاظت از خاک کشورمان، سزاوار است نام آنها بر تارک شهر بدرخشد اما آنچه تا به امروز در تعیین نام خیابان های تفت کمتر به آن توجه شده است، استفاده از نام مفاخر علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و حتی نیروهای موثر در عرصه اجتماعی  شهر می باشد . مرتبه و اهمیت قلم به حدی است که در قرآن کریم از آن سوگند یاد شده است صاحبان قلم و بزرگانی چون زنده یاد دکتر محمود مکی زاده تفتی، زنده یاد استاد عبدالحسین آیتی تفتی، زنده یاد ملامحمد باقر تفتی، زنده یاد میرزا محمدخان طلعت تفتی، زنده یاد دکتر حاج  حسین اخوان تفتی، زنده یاد پهلوان ابراهیم حلاج تفتی (پهلوان یزدی بزرگ ) و... که با تلاش های بی شائبه خود در زمینه علمی، فرهنگی و اجتماعی؛ افتخارات زیادی را برای این دیار کسب کرده اند. برای نمونه آوازه ای چهره ای چون استاد حاج  عبدالحسین آیتی تفتی که به کاشف الحیل معروف است، بیش از 24 جلد کتاب در زمینه فرهنگ، تاریخ و ادبیات به رشته تحریر در آورده و انتشار 65 شماره مجله ادبی، انتقادی نمکدان از وی در دست است .

 اینک که در سپیده دم عصر فرا مدرن به سر می بریم پیشنهاد می شود شورای محترم شهر با در نظر گرفتن خدمات بزرگان فرهنگ  و هنر این دیار و با استفاده از اسم آنها در نام گذاری برخی از معابر اصلی و میدان های شهر به نوعی از تلاشهای فرهنگی آنها قدردانی کرده و نام آنها را جاویدان سازد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 12:27  توسط دُهل چی  | 

بزرگنمایی نامه

بر این باوریم حوادث اخیر کشور لزوم حرکت آحاد ملت و همچنین نهادهای حکومتی در چارچوب قوانین جاری و رسمی کشور بر همگان هویدا شد. برانگیختن هیجانات مردم جهت امور مختلف اگر در چارچوب قانون نباشد منجر به بروز خطراتی در ابعاد مختلف می شود. بدنبال برانگیختن مردم نیر توسط برخی مراجع تصمیم ساز و تصمیم گیر جهت ارتقاء این بخش به شهرستان و التهاباتی که به همراه داشت اخیرا متوجه مصوبه مسکوتی شدیم که سیاست یک بام و دو هوای مدیران استان را آشکار می کند. این مصوبه مورخ ۷/۱۰/۸۷ هیئت محترم وزیران مبنی بر ارتقاء دهستان گاریزات به بخش است که تاکنون مسؤولین نسبت به آن اقدام مؤثری انجام نداده اند.
انتظار می رود که مدیران زیربط استان از این سیاست دوگانه خارج و نسبت به علنی کردن و اجرای مصوبه مذکور اقدام لازم صورت گیرد.
در این شرایط ترسیم تقسیمات کشوری شهرستان تفت بدینگونه خواهد بود که این شهرستان دارای سه بخش مرکزی، بخش نیر و بخش گاریزات می باشد که منجر به تسهیل مباحث مدیریتی و ارائه خدمات بیشتر خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:58  توسط دُهل چی  | 

ایران کشوری با پیشینه ای طولانی ، و مسیری پر فراز و نشیب ، گاه در اوج، گاه در پرتگاه سکوت و مردمانی که در این مسیر آمدند ، زیستند و ساختند و رفتند و اگر آمده اند کسانی که نساختند و حتی در حفظ آثار گذشتگان مساعی نکرده اند بازهم رفتند. خنک کسی که از وی حدیث خیر کنند

 این گستره جغرافیایی با تنوع شگفت آور اقلیمی ، اجتماعی ، فرهنگی در هر گوشه ای حکایت خاص خود دارد اما روی سخن ما به گوشه ای از شهر کویری یزد می باشد در جنوب غربی یزد بهشتی دل انگیز اما ساخته دست انسان روح و جان را هنوز نوازش می دهد اما شاید بدون فردا !

تفت شهری است به قدمت روزگاران محبوس در سینه تاریخ با آثاری برجای مانده از گذشته که بی توجهی ، کج سلیقگی ، عدم کلان نگری و آینده نگری و شاید عدم شناخت و عدم احساس مسئولیت آن را در معرض ویرانی قرار داده است.

باغ شهر تفت سرشار از کاریزهایی است که حیات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی پیرامون آنها شکل گرفته است این اختراع منحصر بفرد ایرانیان اگرچه در نگاه نخست ساده بنظر می رسد لیکن از پیچیدگی های فنی برخوردار است که صاحبان تجربه در این امر می توانند اظهار نظر کنند. براستی مدیریت شهر تفت در این سالهای متوالی برای حفظ کاریزها ، جلوگیری از خشک شدن و غنی کردن منابع آبی چه اقدامات مؤثری انجام داده است؟ آیا اعمال سیاستهای غیر منسجم و پراکنده و روزمره توسط دستگاههای اجرایی در این زمینه آثار تخریبی نداشته است ؟ اکنون تفت و مردم آن با کم آبی دست و پنجه نرم می کنند، دست اندازی نهادهای دولتی به منابع آبی که در زمینه توسعه شهری اعمال شده طی سالهای اخیر بر شدت بحران آب افزوده است . تمام مسئولین طی سالهای گذشته بر موقعیت توریستی و گردشگری تفت تأکید می کنند و توسعه شهر را در این دریچه جستجو می کنند ( اگرچه صنعت هم به صورت بسیار ضعیف و مضحک جای پائی را در مدار توسعه در شهر تفت پیدا کرده است و صد البته بصورت غیر کارشناسی و در قالب زمین خواری های متعارف در شهر تفت ! ) سوای بحرانهای طبیعی از قبیل سرما زدگی – خشک سالی و سایر آفات که معمولا مسئولین ذیربط فاقد برنامه یا ضعف اجرا در این زمینه هستند؛ دست انسانی در تخریب این باغ شهر مؤثر واقع شده است روز به روز شاهد افزایش مساحت باغات خشک شده هستیم که تبدیل به برهوتی سوزان می شود شاید کاشانه و مأمنی در آنجا شکل گیرد

اما به چه بهایی!

باغات تفت اگر چه هویت شهر تفت می باشد لیکن در کنار شهر آلوده یزد مجرای تنفسی شهر یزد محسوب       می شود مسئولین استان نیز باید به آن حساس باشند . آنچه که اکنون بعنوان باغ شهر تفت رویت می شود پدیده دیروز و امروز نیست حاصل قرن ها و سالها کار و کوشش و مشقتی است که زنان و مردان این دیار در فراز و فرود روزگار به نسل امروز رسانده اند . شاید تزریق بی محابای دلارهای نفتی به دولت و بدنه اجتماع باعث شده تا زحمات گذشتگان نادیده گرفته شود  و بهایی برای آن قائل نشوند این قضیه حتی باعث شده که شهرداری تفت که بر اساس قانون خود موظف به جلوگیری از قطع بی رویه درختان و حتی پلاک دار کردن درختان است برای ایجاد فضای سبز دست به تخریب باغات بزند! آیا هیچ مهندس معماری یا شهرسازی نیست که بدون تخریب باغها با ارائه طرحی از فضای آنها  بهره برداری بهینه نماید ؟ یا باید پذیرفت که چنین مهندسینی در جامعه نداریم که بعید به نظر می رسد یا امور طبق روال معمول در دست اهل فن نیست .

خشک کردن تدریجی باغات زنگ خطر امحای هویت شهر تفت و مجرای تنفسی استان را به صدا در آورده است . مردم و مسئولین شهر تفت باید بدانند که شهر تفت بدون این فضای سبز و دل انگیز یعنی هیچ . توسعه ای که به سرعت و ناشیانه این باغ شهر قدیمی را به سوی هیچ سوق می دهد توسعه نیست بلکه نابودی شبکه حیات در قلب کویر محسوب می شود . به راستی دیگر ارگان های مسئول در راستای حفظ تعادل اکولوژیک طبیعت تفت چه کرده اند از جمله در جهت جلوگیری از روند رو به رشد آلودگی منابع آب از جمله آبهای سطحی و زیر زمینی اعم از چاهها، رودخانه ها، قناتها و چشمه ها چه گامهایی برداشته شده است ؟

اداره عریض و طویل جهاد کشاورزی تفت چه اقداماتی را در شهر تفت جهت تبدیل کشاورزی سنتی به مدرن و حتی سود آور که منجر به جذب جوانان جهت اشتغال شود انجام داده است ؟ در زمینه بهره وری بهینه از منابع آب و تغییر در سیستم آبیاری غرق آبی چه گامهای مؤثری را برداشته است. بسیاری از محصولات در شهرستان تفت در معرض آفات قرار گرفته است آیا مسئولین امر باید مردم را چشم انتظار طبیعت کنند تا اتفاق نادری رخ دهد و آفات کشاورزی از بین برود !

آنچه گفته شد بهانه ای برای خرده گرفتن نبود . شاید زحماتی هم در این راستا صورت گرفته باشد که نباید به هیچ وجه نادیده گرفته شود ولی آنچه مهم است تحول بنیادین در این عرصه هاست تا هم هویت این شهر زیبا حفظ شود و هم در مردم انگیزه های مادی و معنوی در جهت حفظ آن تقویت شود . اما آنچه اکنون به نظر می رسد این است که مسئولین شهر برای جلوگیری از روند رو به رشد تخریب باغات می بایست بافت باغ شهر تفت را در میراث فرهنگی ملی و طبیعی کشور به ثبت برسانند تا با این وقفه اقدامات مؤثر و کارشناسانه معتبری نسبت اعتلای آن صورت گیرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 16:7  توسط دُهل چی  | 

متاسفانه خبر دار شدیم پدر تعزیه شهر بعد از عمری سر سپردگی به خاندان عصمت و طهارت دعوت حق را لبیک گفت.

 مرحوم حاج سید کاظم نقیب فرزند مرحوم حاج سید جواد در سال 1317 در شهر تفت به دنبا آمد.او بخشی از دوران کودکی را در هندوستان سپری نمود و در اوان نوجوانی به زادگاهش تفت باز گشت.تقریبا 16 ساله بود که برای کار به تهران رفت و به جهت علاقه وافری که به هنر تعزیه و شبیه خوانی داشت با حضور در امامزاده حسن و امامزاده عبدالله تهران از نزدیک با اجرای تعزیه و فنون آن آشنا شدو از آنجا که در این زمینه استعداد سرشاری داشت با بهره گیری از حافظه قوی خود تمام اشعار خوانده شده در تعزیه را به ذهن سپردو با بازگشت به تفت به سفارش و اصرارمرحوم حاج باقرکه خود در آن سالها نقش شمر را در تعزیه ها بر عهده داشت به طور رسمی در سن 19 سالگی در لباس شمر پا به عرصه تعزیه و شبیه خوانی گذاشت و قریب 50 سال در همین نقش  در مراسم عزا داری امام حسین(ع) حاظر شد.وی آنچنان در کار خود تبحر داشت که با رجز خوانیش  در دل هر مرد و زن بیننده آتش نفرت و انزجار از آل بنی امیه و عاملان فاجعه خونین کربلاشعله ور می ساخت . او خود نیز از این قاعده مستثنی نبود و چون دیگر عزاداران اشک از چشمانش جاری می شد.

 اگر چه حاج سید کاظم سالها در نقش یک مخالف خوان در لشکر دشمن،آن هم شخصیت منفوری چون شمر ظاهر می شد اما بسیار امام حسینی بود و در حین بیان خاطراتش از مراسم عزاداری سیدالشهدا بی اختیار صدایش به لرزه می افتاد و بغض گلویش را می فشرد و چشمانش غرق اشک می شد.

او مدتی نسبتا طولانی را در کشور کویت گذرانیدو در آنجا با همکاری تنی چند از تفتی های مقیم کویت وعلمایی چون آیت الله وحید حسینیه یزدی های مقیم کویت را بنیان نهاد که همه ساله در ایام محرم و به خصوص روز عاشورا میزبان خیل کثیری از شیعیان و عزاداران خامس آل عبا ست و با کمک خیرین پذیرایی خوبی از این عزاداران صورت می پذیرد.

 حاج سید کاظم نقیب که هنر تعزیه و شبیه خوانی را در شهر تفت رونق و نمودی دیگر بخشید از بین همشهریان خودرخت بربست تا محرمی دیگررا بی حضور او تجربه کنند،امید آن که اندوخته اش ذخیره راهش باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 22:55  توسط دُهل چی  |